خانه / دانشنامه استارتاپی / سفری به داستان اقتصاد دانش بنیان؛از انقلاب اطلاعات تا حضور در ایران ! قسمت اول
اقتصاد دانش بنیان

سفری به داستان اقتصاد دانش بنیان؛از انقلاب اطلاعات تا حضور در ایران ! قسمت اول

اقتصاد دانش بنیان و انقلاب اطلاعات

انقلاب اطلاعات، زندگی و دنیاي ما را دستخوش تحولات بسیاري کرده است. دانش و اطلاعات اهمیت دوچندان یافته و فناوريهاي جدید محور تولیدات صنعتی کشورهاي توسعه یافته شده است. این امر  نیاز به اقتصاد دانش بنیان و انجام مطالعات بیشتر و صرف هزینه هاي هنگفت تحقیق و توسعه بیشتر کرده است . تا اواخر قرن 18 و19 میلادی رشد و توسعه در انحصار گروهی خاص از کشورها بود ولی با گذشت زمان کشورهای دیگری نیز به این مهم دست یافتند،در این میان  علم و دانش بیش از هر چیزی در این تغییر و تحولات ، نقش تعیین کننده ای داشت.    بی گمان باید اعتراف کرد که  در عصر حاضر دانش مزیتی پایدار و شتاب دهنده به اقتصاد دانش بنیان و صنایع کشور هاست و موجب می شود شرکت ها دربازار با انعطاف بیشتری رفتار کنند  ؛چراکه با گسترش مفهوم سرمایه (فیزیکی،انسانی)عوامل موثر دیگری علاوه بر سرمایه فیزیکی و نیروی کار نیز در جریان رشد اقتصادی شناسایی شدند،و بر متخصصین به این باور رسیدند  که دانش یکی از عوامل ثاثیر گذار در بحث بهره وری منابع تولید است و تجلی کلام بنده زمانی بیشتر خود را نشان می دهد که سخن الوین تافلر را به یاد بیاوریم که می گوید:


دانش دیگر یکی از عوامل تولید به حساب نمی آید، بلکه حیاتی ترین عامل تولید است”و یا ” دنیای آینده نمی تواند ،بدون فناوری اطلاعات حتی  30ثانیه دوام بیاورد.”

لازم به ذکر است که توجه  به نقش دانش در رشد و توسعه اقتصادی موضوعی است که از دیرباز مورد توجه اقتصاد دانان بوده و در این رابطه آدام اسمیت در قرن هجدهم به نقش پر اهمیت علم و آموزش در پیشرفت فرهنگ و اجتماع و اثر مستقیمی که بر تقسیم کار و بهره وری اشاره کرد. این توجه و نگرش ارزشمدارانه به دانش از آن جا رشد یافت که رقابت اقتصادی میان کشور ها جدی تر و تنگ تر شد و جنبه های کاربردی اقتصاد بیشتر مورد توجه قرار گرفت، چرا که اقتصاد دانان به این باور رسیده بودند که در این رقابت تنگاتنگ، دیگر حجم سرمایه و اندازه بازار در توسعه ملل به تنهایی نقش اساسی نمی تواند ایفا کند. بلکه این دانش وفناوری است که در عصر حاضر پیام آور توسعه و پیشرفت است ؛ چنانچه گاری بکر پس از جنگ جهانی دوم در موازات مطرح شدن سرمایه انسانی و مورد توجه قرارگرفتن دانش در اقتصاد کشور ها،به تحلیل و تفسیر اهمیت دانش و تحقق رشد سرمایه انسانی و بهبود کارای اقتصاد به وسیله دانش پرداخت.و ارزش دانش در اقتصاد به اقتصاد دانان یا آور شد .

اقتصاد دانشی

دانش چیست و اقتصاد دانش بنیان  کدام است؟

در بیانی ساده و مختصر می توان گفت؛ دانش عبارت است از ذخیره انباشته شده اطلاعات ومهارت ها که از مصرف اطلاعات توسط گیرنده اطلاعات حاصل می شود . و در تعریفی دیگر بیان شده است که دانش شامل جریانی از تجربیات ،اطلاعات موجود و نگرش های کارشناسی نظام یافته که چهار چوبی برای بهره گیری از تجربیات و اطلاعات جدید را منجر می شود.

نکته مهم در تعریف دانش این است که دانش در ذهن  فرد به وجود آمده و بکار می رود. و در سازمان ها دانش نه تنها،در مدارک و ذخایر؛بلکه در رویه های کاری ،فرایندهای سازمانی،اعمال ها و هنجارها مجسم می شود، به همین  خاطر است که سازمان همکاری اقتصاد آسیا و اقیانوسیه در تعریف و تشریح دانش به چهار مرحله ی دستیابی به دانش ،ایجاد دانش، انتشار دانش  ومصرف دانش  معتقد است ..

با وقوع  این  پیشرفت ها و تغییرات در ساختارهای جهانی نگاه ها به سمت علم و وفناوری تغییر کرد و نظر اقتصاد دانان توسعه به تاثیرات علم و دانش بر اقتصاد  جلب شد و به تحقیق بر روی اثرات این پارامترها بر ساختار اقتصادی پرداختند.بدین معنی که علم وفناوری چگونه بر اقتصاد وفعالیت بازار تاثیر می گذارد و در رشد و توسعه اقتصادی دخالت می کند و با استفاده از چه مکانیزمی می توان بستری برای شکوفایی اقتصاد دانش بنیان را فراهم آورد .  این سوالات رفته رفته منجر به ایجاد یک دگرگونی در ساختار اقتصادی شد و موجب شد اقتصاد دانش بنیان وارد ادبیات تجارت و مدیریت شود .


اقتصاد دانش بنیان از کجا آمد

اقتصاد دانش محور

بر اساس دیدگاه های موجود، اقتصاد دانش بنیان از دهه 1990به صورت جدی تر وارد ادبیات اقتصاد و مباحث رشدو توسعه اقتصادی شد و تعاریف متعددی برای آن ارائه گردید. که در تعریفی جامع بیان شده است؛ اقتصاد دانش بنیان اقتصادی است که در آن از دانش برای خلق ارزش افزوده محسوس ویا غیر محسوس استفاده می شود. فناوری و بالاخص فناری دانش بنیان کمی،برای تبدیل بخشی از دانش آدمی به ماشین آلات محسوب می شود ، و از دانش، توسط سیستم های پشتیبانی و تصمیم گیری در زمینه های مختلف اقتصادی برای ایجاد ارزش افزوده استفاده می شود. به عبارت ملموس تر اقتصاد دانش بنیان،اقتصادی است که در آن کاربرد دانش و اطلاعات از اهمیت بسزایی برخوردار است یعنی  تولید و توزیع مبتنی بر دانش شکل می گیرد و سرمایه گذاری در صنایع  با محوریت دانش وبه کار بردن اطلاعات  در صنایع انجام می گیرد .

پس با توجه به تعریف ما از دانش و اقتصاد دانش بنیان می توان گفت که ، اقتصاد دانایی محور به مثابه یک زیر نظام از اقتصاد ملی است که رفتارها وفعالیت های تولید،توزیع،تبدیل و ترویج دانش در طرفه عرضه  و رفتارهای یادگیری ،بهره برداری از دانش در طرف تقاضا را سازماندهی و توسعه می دهد. تا در طی یک مدت مشخص موجبات رشد اقتصادی را فراهم کند.

اقتصاد دانش بنیان


دلایل روی آوردن کشورها به اقتصاد دانش بنیان

با توجه به بیان این تعاریف سوالی که پیش روی ما قرار می گیرد این است که چرا باید به سمت اقتصاد دانش بنیان  حرکت کرد ؟به عبارت دیگر چه لزومی دارد که اقتصاد را مبتنی بر دانش پایه ریزی کرد و ساختار فعلی را کنار گذاشت .مگر اقتصاد دانش محور چه فضایلی دارد؟ در پاسخ به این سوال باید اذعان کرد که دلایل متعددی از طرف متخصصین وصاحب نظران ارائه شده و علل توجه روز افزون کشورهای پیشرفته به مقوله اقتصاد دانش محور را می توان این گونه بر شمرد:

دگرگونی تولیدات صنعتی

امروزه کم تر محصولی یا خدماتی را می بینیم که در فاصله های زمانی مشخص تغییر توسعه پیدا نکند و دگرگونی در آن ایجاد نشود ودر مقیاس بزرگ تر در صنعت نیز این وضعیت وجود دارد . امروز کشور ها به این نتیجه رسدند که در صورتی می توانند وارد بازارهای جهانی شود و به نیازهای مشتریان جواب دهند که بتوانند در تولیدات خود نوآوری کنند و تغییر کنند .در بازارهای جهانی امروز تغییر درتولیدات صنعتی الزامی انکار ناپذیر است .و آنچه که واضح و مشخص است اینست که شرکت های دانش بنیان به واسطه رشد مداوم علم بیشترین فضا را برای عملکرد مناسب در بازار دارند .

تغییرات در سلایق مصرف کنندگان

در بازارها و تجارت امروزی به دلیل تغییرات مداوم تولیدات،چند ملیتی شدن بازارها و التقات فرهنگی سلایق مصرف کنندگان تغییر کرده و رفتار مصرف کنند با تغییرات جدیدی مواجه شده است . و وضعیت پیچیده ای را رقم زده است که جز با بهره گیری از علم ودانش این پیچیدگی معلوم نخواهد شد . در واقع امروزه بر کشور ها و شرکت های بزرگ معلوم گشته که فقط  در سایه علم و دانش  می توان به شناخت این تغییرات ناول گشت .و زمینه عکس العمل مناسب را فراهم آورد به همین خاطر در اقتصاد دانش بنیان است که می توان این تعییرات را شناسایی کرد.

لزوم افزایش کارایی و بهره وری در سازمان ها

بهره وري موضوعي است كه از ابعاد مختلف به آن نگريسته شده و هر روز كاربرد و اهميت آن بيش از پيش روشن مي شود. بهره وري موضوع مشتركي در اقتصاد و مديريت به شمار مي رود كه هم در كتب اقتصاد و هم مديريتي فصلي بر آن اختصاص مي دهند. با توجه به محدوديت منابع و نامحدود بودن نياز هاي انساني ، افزايش جمعيت و رقابت شديد و بي رحمانه در اقتصاد جهاني ، بهبود بهره وري نه يك انتخاب بلكه يك ضرورت مي باشد. بي گمان رشد و توسعه اقتصادي امروزه جوامع مختلف در نرخ رشد بهره وري آنها نهفته است . كوشش براي افزايش نرخ بهره وري ، كوشش براي زندگي و رفاه بهتر براي افراد و جامعه است. براي رسيدن به فرداي بهتر بايد رشد بهره وري را به طور مستمر دنبال نمود. در دنياي رقابت آميز امروز كشور هايي برنده خواهند بود كه بتوانند دانش ، بينش و رفتار بهره وري را در مديران و كاركنان خود ايجاد نمايند. بينشي كه بتواند فكر كردن ، انديشيدن ، آفريدن ، نوآوري و خلاقيت را در سازمانها خلق كند. این مسئله در اقتصاد دانش بنیان مهم بیش از پیش اهمیت پیدا می کند.

شدت یافتن رقابت جهانی

با جهانی شدن اقتصاد،کم شدن منابع و ورود کشورهای بزرگ به بازارهای همدگیکر رقابت در بازارها شدت یافته و محیط رقابتی پیشرفته ونیازمند استفاده مدام از علم ودانش وشناخت کامل بازارها می باشد . توسعه سریع فناوری اطلاعات در این میان به رقابتی تر شدن در سطح جهانی افزوده است . و میدان عمل را برای شرکت ها باز گذاشته است .

جهانی شدن اقتصاد

در نظریـه جهـانی شـدن اعتقـاد بـر آن است که فاصله ها از میان می رود و در واقـع منـاطق محلـی اهمیـت جهـانی پیـدا مـی کننـد محققین اظهار می کننـد کـه جهـانی  شـدن باعـث مـی شـود همـه جـا در آن واحـد جهانی، مرکز و حاشیه باشـد. وي ایـن شـرایط را جهـانی شـدن در سـطح محلـی مـی نامـد .پدیده جهانی شدن اقتصاد در حدود سه دهه اخیر اثرات گسـترده و متفـاوتی را بـر اقتصـاد ملی کشورها و اقتصاد جهانی و همچنین پیامدهاي متنوعی را به دنبال داشته است. در جهان امروز، با وجود وابستگیهاي متقابل، رشد و توسعه اقتصادي در سـطح ملـی، بـدون تعامـل فعال با اقتصاد جهانی دچار چالش جدي است.

برداشت ما از جهانی شدن در اینجا عبارت است از افزایش چشمگیر تجارت و مبادلات جهانی در یک نظام اقتصادی بین‌المللی که دایماً‌بازتر و یکپارچه‌تر می‌شود. تجارت و مبادلات بین‌المللی نه تنها در شکل سنتی آن در زمینه تجارت کالا و خدمات بلکه در اشکال جدیدی مثل مبادله ارزها، جابجایی سرمایه، انتقال تکنولوژی، جابجایی افراد از طریق سفرها و مهاجرتهای بین‌المللی، و حرکت بین‌المللی اطلاعات و اندیشه‌ها رشد قابل ملاحظه‌ای داشته است. یکی از معیارهای سنجش درجه جهانی شدن، حجم معاملات مالی بین‌المللی است.

با کوردپلاس همراه باشید تا در قسمت بعدی این سفر را ادامه دهیم ……

 

درباره ی shajati s shajati71

shajati s shajati71
دانشجوی کارشناسی ارشد هستم و سردبیر ماهنامه کردپلاس هم هستم

مطلب پیشنهادی

کارافرین 20 ساله دورغ محض است

کارافرین 20 ساله دروغ محض است؛افشاگریMIT از رازکارافرینان

کارافرین 20 ساله وجود ندارد در کانال کار و کسب عادل طالبی مقاله ای از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *