خانه / دانشنامه استارتاپی / فرهنگ لغت استارتاپی؛30 لغتی که برای شروع باید بدانید{آپدیت می شود}
فرهنگ لغت استارتاپی

فرهنگ لغت استارتاپی؛30 لغتی که برای شروع باید بدانید{آپدیت می شود}

اگر به تازگی وارد دنیای استارتاپ های تکنولوژی شده باشید، احتمالا تعدادی واژه یا اصطلاح رو دائما اینجا و آنجا شنیده اید. استارتاپ به یک کسب‌و‌کار نوپا گفته می‌شود که با هدف پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار راه‌اندازی می‌شود و هیچ تضمینی برای به موفقیت رسیدن آن وجود ندارد. استارتاپ یا استارت‌آپ یک سرمایه‌گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده‌ی جدیدی برای کسب‌و‌کار ارائه می‌دهد. طبق تعریف استیو بلنک، پروفسور دانشگاه استنفورد، استارتاپ یک سازمان است که برای پیدا کردن یک مدل کسب‌و‌کار تکرارپذیر و مقیاس‌پذیر راه‌اندازی می‌شود. البته اختلاف ‌بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته‌ی مشترک در همه‌ی آن‌ها این است که بر اساس یک ایده‌ی خلاقانه و جدید فعالیت آن‌ها آغاز می‌شود. این ایده‌ها بازار نیازمندی‌ها را هدف قرار می‌دهند و با ارائه‌ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می‌کنند. در ادامه مهم ترین اصطلاحات اکوسیستم استارتاپی را تحت عنوان فرهنگ لغت استارتاپی معرفی خواهیم کرد.

استارتاپ

فرهنگ لغت استارتاپی

Angel Investors:

فرشتگان کسب و کار – اشخاصی هستند که با ورود خود به یک استارتاپ، به غیر از امید، تجربه، شبکه افراد و سرمایه می آورند. تفاوت آن ها با سرمایه گذاران معمولی در ریسک پذیری بالا، نوع مشارکت آن ها و میزان زمانی است که بروی استارتاپ می گذارند.

Anti Dilution Right:

حق جلوگیری از رقیق شدن سهام – شخصی که دارای این حق باشد، می تواند به مدت معینی از رقیق شدن سهام خود که به واسطه جذب سرمایه اتفاق می افتد جلوگیری کند. درصد سهم کلیه سهامداران یک شرکت با جذب سرمایه جدید از طریق شخص ثالث، کاهش می یابد (رقیق می شود) بخشی از سهام که دارای حق جلوگیری از رقیق شدن باشد، مشمول این کاهش نمی شود.

Elevator Pitch:

اگر در یک آسانسور با یک سرمایه گذار همراه شوید و فقط ۶۰ ثانیه وقت داشته باشید که تا ایده خود و دلیل اینکه ارزش سرمایه گذاری دارید را به او بگویید، چه خواهید گفت؟ اگر شما نتوانید ایده خود را در ۶۰ ثانیه طوری بیان کنید که همه متوجه شوند، احتمالا یک جای کار ایراد دارد. بطور کلی ارائه آسانسوری شامل معرفی مشکل، راه حل، مشتریان و معرفی تیم کارآفرین یا صاحبان ایده است. این نوع ارائه تنها برای شروع یک گفتگو طراحی شده است، پس تا جای ممکن باید از کلماتی استفاده کنید که فشرده، خلاصه و کامل باشد.

Exit:

خروج – به زمانی گفته می شود که یک بنیانگذار یا سرمایه گذار از استارتاپ خارج می شود و سود حاصل از تلاش یا سرمایه گذاری خود را نقد می کند. معمولا خروج در زمان IPO و یا M&A اتفاق می افتد.

Pivot:

زمانی که یک شرکت به دلیل اینکه بازدهی ندارد تغییر جهت و مواضع می دهد. برای مثال، تغییر در قسمتی از محصول یا تمرکز بروی یک ویژگی خاص یا بررسی مجدد مشتریان و تمرکز کردن بر دسته ای خاص از مشتریان خود.

Venture Capital:

سرمایه کارآفرینانه (خطر پذیر سابق!) – شرکت سرمایه گذاری است که منابع مالی و خدمات مدیریتی را در اختیار شرکت های در حال رشد قرار می دهد. استارتاپ ها نیز از این امکانات به منظور توسعه محصول، جذب مشتری و افزایش نفوذ بازار استفاده می کنند. شرکت سرمایه گذار را VC فیرم (VC Firm) و به سرمایه ای که به شرکت در حال رشد داده می شود سرمایه کارآفرینانه (مخاطره پذیر) (Venture Capital) گفته می شود.

Vesting:

در واقع به نوع تخصیص سهامی می گویند که بنیانگذاران را در برابر یکدیگر محافظت می نماید. بطور مثال اگر ۲ بنانگذار هر کدام ۵۰ درصد شرکت را داشته باشند و قرار باشد سهام خود را طی ۵ سال (بصورت وستینگ) دریافت کنند، در صورتی که یکی از آنها پس از ۲ سال از شرکت خارج شود (مثلا توسط گوگل استخدام شود!) تنها ۲۰ درصد از سهام شرکت را خواهد داشت و در واقع ۳۰ درصد باقیمانده به سهامدار دیگر برمی گردد. وستینگ سهام، بنیانگذاران را از هم محافظت می کند، ریسک را کاهش می دهد و اجازه میدهد که تنها نگرانی شما پیشرفت استارتاپتان باشد.

(هم‌بنیان‌گذار_هم‌موسس_کوفاندر)

گاهی اوقات یک نفر از پس تمام کارها بر نمی‌آد و باید برخی از بخش‌های کار به شخص یا اشخاص دیگری واگذار بشه. این افراد هم بنیان‌گذار هستن.
معمولا این افراد مکمل یکدیگر هستن و هر کدوم بخشی از کار رو که در اون تخصص دارن انجام می‌دن. پس در این حالت با یک تیم (دو یا چند‌ نفره) روبه‌رو هستیم.

seed funding به فارسی سرمایه مرحله کشت ایده

اولین حامی استارتاپ‌ ها سرمایه‌ گذاران مرحله کشت ایده هستند. یک کارآفرین می‌تونه با یک جستجوی محلی یا اینترنتی افراد مختلفی برای سرمایه‌ گذاری پیدا کنه. در این مرحله سرمایه‌ گذار طبق قوانین و فرمت‌ های پذیرفته شده در بازار بخشی از سهام شرکت استارتاپی خود رو خریداری می‌کند. شرکت، ارزش گذاری اولیه می‌شود و سپس سرمایه جذب می‌شود.

Prototype به فارسی (نمونه اولیه)

نمونه‌ اولیه راهی سریع و ارزان برای بازخورد گرفتن از مشتریان هست و استارتاپ‌ ها می تونن به کمک بازخورد مشتریان موفقیت خودشون رو تضمین کنند.

Accelerators به فارسی (شتاب دهنده ها)

شتاب دهنده ها، شرکت های خصوصی هستند که استارتاپ‌ ها را از همان ابتدا مورد حمایت فکری، فنی و مالی قرار داده و از ابتدا آنها را بر اساس شرایط داخلی خود پذیرفته و از آنها حمایت می کنند. روش پذیرش توسط هر شتاب دهنده با دیگری متفاوت است. بعضی در یک فضای کاری -رقابتی، تیم‌ها را به معرفی ایده های خود دعوت کرده و بین چند ایده برتر یک رقابت فشرده برگزار کرده و در آخر بر روی یک یا چند ایده سرمایه‌ گذاری نهایی را انجام می‌ دهند. برخی دیگر با برگزاری جلسات متعدد بصورت تک به تک، به بررسی ایده و تیم اجرایی می پردازند

 Incubators به فارسی (مراکز رشد)

بر خلاف شتاب دهنده‌ ها، مراکز رشد یا دولتی هستند یا وابسته به مراکز دولتی و شرکت‌ های زیر مجموعه آن ها. این مراکز بیشتر از استارتاپ‌ هایی حمایت می‌کنند که راستای سیاست‌ گذاری‌ های کلان کشوری هدف‌ گذاری شوند. مثلا در مقطعی ممکن است تولیدات محیط زیست و یا خدمات دولت الکترونیک دغدغه مسئولان و نیاز فوری جامعه باشد، منطقی است که چنین ایده هایی بیشتر مورد توجه این مراکز قرار می گیرد.

Non Disclosure Agreement به اختصار NDA به فارسی (پیمان‌نامه عدم افشا)

قراردادی است که طی آن طرفین موافقت می‌کنند که اطلاعاتی که در قرارداد بر روی آن توافق کرده‌اند را فاش نکنند. یک پیمان‌نامهٔ عدم افشا، مراوده‌ای محرمانه میان دو دسته، به منظور مصون داشتن هر نوع اطلاعات محرمانه، انحصاری یا اسرار تجاری ایجاد می‌کند. برای مثال، دو دسته می‌توانند قراردادی با هم امضا کنند که در آن اسرار تجاری خود را با هم به اشتراک بگذارند، ولی ان را برای دیگران فاش نکنند.

IPO:

زمانی که یک استارت‌آپ، سهام خود را در یک فراخوان در بورس به عموم پیشنهاد می‌دهد و دیگر یک استارت‌آپ نیست.

ESOP یا Option Pool:

سهام تشویقی کارکنان سهامی است که به مرور زمان به‌واسطه حضور یک کارمند توانمند و مستعد به او تعلق می‌گیرد. بنیانگذاران معمولا در استارت‌آپ‌ها پنج تا ۲۰ درصد از سهام شرکت را برای تخصیص به کارمندان در نظر می‌گیرند. این کار با هدف حفظ استعدادها و جلوگیری از خروج آن‌ها به دیگر شرکت‌ها انجام می‌شود. به‌طور مثال یک کارمند ارشد ممکن است سالانه ۰.۵ درصد از سهام شرکت را طی پنج سال صاحب شود (سالانه ۰.۱ درصد)

Journey Ahead به فارسی (اول راه یا اول سفر)

اولین مرحله شکل گیری استارتاپ هست. در این مرحله شما افکاری در ذهن دارید که بیشتر شبیه رویاست و اونها رو توی ذهنتون پرورش میدین. توجه کنین که در این مرحله قلم کاغذی در کار نیست

Business Plan به فارسی (طرح کسب و کار)
نوشتن طرح کسب و کار برای استارت آپ ها به معنی رسم نقشه برای رسیدن به هدف است. برای رسیدن به هر هدفی داشتن یک نقشه که گام های ما برای رسیدن به هدف نهایی را مشخص می کنه بسیار ضروریه. Business Plan شامل تمام موارد مالی، سود و زیان ها، مجوزها، برنامه نویسی اپلیکیشن اندروید و جزئیات دیگر است و اجباری، چون راه انداختن یک استارت آپ نیاز به سرمایه داره و اگر بدنبال یک سرمایه گذار خارجی باشید بدون داشتن بیزینس پلن موفق نخواهید شد.

بیزنس پلن

Unicorn Startup (استارتاپ تک شاخ): 

استارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ، به استارتاپی گفته می‌شود که ارزش سهام آن از یک بیلیون دلار (یک میلیارد دلار) فراتر رود.

Bootstrapping:

 برخی از کسب‌وکارها از ابتدا کار خودکفا هستند. به فرآیند راه‌اندازی آنها Bootstrapping می‌گویند. یعنی بدون نیاز به کمک و منابع مالی خارجی به فعالیت خود ادامه می‌دهند. در دنیای استارتاپ، صاحبان هر کسب و کار با استفاده از سود فعالیتشان و سرمایه گذاری آن در همان استارتاپ می‌توانند شرایط مالی و پیشرفت شرکت را کنترل کنند.

خوشه تکنولوژیک/خوشه خلاق Tech cluster/innovation community

این اصطلاح به گردآمدن قدرت‌های استارت‌آپی اشاره می‌کند. خوشه تکنولوژیک عبارتی است که به گروهی از شرکت‌های پر‌رونق اطلاق می‌شود که حول موضوعی مشترک کار می‌کنند. به‌عنوان معروف‌ترین مثال می‌توان از ایبی (eBay)، گوگل، پیکسار و فیسبوک نام برد که در سیلیکون‌ولی گرد آمده‌اند.

شرکت‌های زایشی Spinouts

در فضای خلاقانه دانشگاهی، به شرکتی که در هسته خدمات خود تحقیقات دانشگاهی دارد شرکت‌ زایشی می‌گویند. برخلاف استارت‌آپ‌های معمولی، شرکت‌های زایشی، برای موفقیت بیشتر و به‌دست آوردن بازار به یک هم‌پیوستگی زیاد با جامعه آکادمیک نیاز دارند. درکل شانس موفقیت این شرکت‌ها بیشتر نیز است. نمونه بارز یک شرکت‌ زایشی، اوکسبوتیکا (Oxbotica) است؛ شرکتی که ریشه در دانشگاه آکسفورد دارد و روی نسل آینده خودروهای بدون سرنشین کار می‌کند.

حالت چراغ‌خاموش Stealth Mode

زمانی از این اصطلاح استفاده می‌شود که شرکت تصمیم دارد برخی از اطلاعات و جزییات فعالیت‌ها، به دست رقبا نرسد. در استارت‌آپ‌ها استفاده از این روش طبیعی است. از زمان تاسیس که همه چیز وضعیتی مبهم دارد گرفته تا مراحل بعدی کار استارت‌آپ این روش در زمان‌های ضروری به‌کار می‌رود.

استارتاپ ویکند (Startup weekend)

استارتاپ ویکند رویداد آموزشی-تجربی (Experiential Education) در سراسر دنیاست که در ۳ روز متوالی (در انتهای هفته) برگزار می‌گردد. در این برنامه شرکت کنندگان پر انگیزه‌ای شامل برنامه نویسان، مدیران تجاری، عاشقان استارتاپ، بازاریاب‌ها و طراحان گرافیک گردهم می‌آیند تا طی ۵۴ ساعت ایده‌هایشان را مطرح کنند، گروه تشکیل بدهند و هر گروه ایده‌ای را اجرا کند.این برنامه جهانی تا بحال بیش از یک هزار بار در بیش از ۴۸۰ شهر دنیا برگزار گردیده و شبکه پهناوری از مشتاقان کارآفرینی را پدید آورده است. در استارتاپ ویکند ایده‌های زیادی مطرح می‌شوند اما آنچه در این برنامه اهمیت فراوان دارد فقط سه چیز است. اجرا، اجرا و فقط اجرا! این برنامه از ساعت ۶ بعدازظهر روز جمعه آغاز و تا ساعت ۹ شب روز یکشنبه ادامه دارد. در این برنامه شرکت کنندگان (کمتر از ۱۰۰ نفر در ۱۰ تیم) همگی در یک فضای مشترک قرار می‌گیرند و با کمک مربیان خبره که از میان کارآفرینان موفق انتخاب می‌گردند ایده‌ها را به کسب‌وکار تبدیل می‌نمایند. در پایان برنامه، تیم‌ها پروژه‌های خود را به هیئتی از داوران که از میان جامعه سرمایه‌گذار و استادان دانشگاهی و کارآفرینان هستند، ارائه می‌نمایند. این رویداد در سطح جهانی توسط برندهای معتبری همچون گوگل، مایکروسافت، آمازون و … حمایت تجاری می‌گردد.

استارتاپ ناب (Lean Startup) 

یک متدولوژی مدرن، حرفه‌ای، محبوب و موفق کارآفرینی است. استارتاپ ناب سیستمی است برای ساخت یک کسب‌وکار یا محصول در موثرترین راه ممکن برای کاهش ریسک شکست. در این رویکرد برای راه‌اندازی کسب‌وکار و محصول همه ایده‌های محصول و کسب‌وکار فرضیاتی تلقی می‌شوند که باید با آزمایش‌کردن سریع در بازار اعتبارسنجی شوند. این رویکرد بر آزمایش‌کردن علمی، بیرون دادن تکرارشدنی محصول و بازخورد مشتریان استوار است تا به یادگیری معتبر برسد. همانند رویه‌های مدیرت ناب، فلسفه استارتاپ ناب به دنبال حذف کارهای بی‌فایده و افزایش کارهای ارزش آفرین در طی فاز ساخت محصول است به گونه‌ای که استارتاپ‌ها بتوانند بدون نیاز به سرمایه‌گذاری کلان بیرونی، طرح‌های کسب‌وکار مفصل و محصولی بی‌نقص با شانس موفقیت بیشتر داشته باشند. کمال در ساخت محصول، طرح‌های کسب‌وکار دراز مدت در یک بازار غیرقطعی یا ناشناخته، یا مفروضات اعتبارسنجی نشده همگی چیزهای هستند که به کاربرندگان استارتاپ ناب از آن‌ها پرهیز می‌کنند.

پارک علم و فناوری (Science and Technology Park)

سازمانی است که به وسیله متخصصان حرفه‌ای اداره می‌شود و هدف اصلی آن افزایش ثروت جامعه از طریق تشویق و ارتقاء فرهنگ نوآوری و افزایش توان رقابت در میان شرکت‌ها و مؤسساتی است که متکی بر علم و دانش در محیط پارک فعالیت می‌کنند. برای دستیابی به این هدف، یک پارک علمی با ایجاد انگیزش و مدیریت جریان دانش و فناوری در میان دانشگاه‌ها، مراکز پژوهش و توسعه، شرکت‌های خصوصی و بازار، ایجاد و رشد شرکت‌های متکی بر نوآوری را از طریق مراکز رشد و فرآیندهای زایشی تسهیل می‌نماید. پارک‌های علمی همچنین خدماتی با ارزش افزودهٔ بالا و فضاهای کاری و تأسیسات مناسب و کیفی به مؤسسات مستقر در پارک ارائه می‌نمایند. پارکهای علم و فناوری در سراسر دنیا با هدف کلی توسعه فناوری و کسب‌وکارهای دانش محور تشکیل شده‌اند و با توجه به وضعیت محیطی و سیاست‌گذاری‌های کلان در سطح داخلی و خارجی پارک، چشم‌اندازها و مأموریت‌های متفاوتی را دنبال می‌کنند. این پارکها دارای مکانیسم‌های زیرساختی مهمی هستند که باعث انتقال یافته‌های تحقیقات دانشگاهی و تولید دانش مضاعف شده، در نهایت عامل تسریع رشد اقتصادی در سطح ملی و منطقه‌ای می‌شوند. این مهم به صورت گسترده‌ای در کشورهای مختلف دنیا به عنوان یک اصل به رسمیت شناخته شده‌است. در بسیاری از موارد، پارکهای فناوری موجب ایجاد شغل، رشد درآمد و درگیر شدن در صنایع دارای رشد می‌شوند. از طرفی، پارکهای فناوری و مراکز رشد برای تجزیه و تحلیل در سطح ملی یا محلی در زنجیره ارزش کارآفرینی، مراجع مهمی به‌شمار می‌آیند. در تعریفی دیگر در مورد پارک فناوری آمده‌است؛ پارک فناوری واحدی است که:

  • با مؤسسات آموزشی و پژوهشی در ارتباط است.
  • زیرساخت‌ها و خدمات پشتیبانی، خصوصاً مستغلات و فضاهای اداری را برای واحدهای تجاری فراهم می‌نماید.
  • وظیفه انتقال فناوری را بر عهده دارد.
  • وظیفه توسعه فناوری را بر عهده دارد.

سیلیکون‌ولی یا درهٔ سیلیکون (Silicon Valley)

نام رایج و غیررسمی منطقه‌ای در حدود ۷۰ کیلومتری جنوب شرقی سانفرانسیسکو در حومهٔ سانتا کلارا، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا است. شهرت این منطقه به دلیل قرار داشتن بسیاری از شرکت‌های مطرح انفورماتیک جهان در این منطقه‌است. نام این منطقه ابتدا برگرفته از تعداد زیاد شرکت‌های تولید کنندهٔ تراشه‌های سیلیکونی در این منطقه بود که بعدها به نمادی از وجود کمپانی‌های زیاد و فعّال در زمینه فناوری‌های پیشرفته در این منطقه تبدیل شد. سیلیکون‌ولی شهرهای بسیاری را در بر می‌گیرد که مهمترین آنها سن خوزه مشهور به پایتخت سیلیکون‌ولی می‌باشد.

رویداد‌های سخنرانیهای مربوط به استارتاپها (Pitch events)

در این رویداد‌های سخنرانی‌های استارتاپی، کارآفرینان و افراد مربوط، ایده خود را ارائه و از آن دفاع می‌کنند. ارائه یک کارآفرین در یک رویداد سخنرانی ممکن است باعث شکست یا پیروزی نمایش ایده اش شود.

فضای کاری (Work space)

مکان‌های کوچکی است که توسط مسئولان محلی و یا سازمان‌های توسعه اقتصادی، برای کمک به استارتاپ‌ها برای ایجاد کسب‌وکارهای جدید، ارائه می‌شود. اغلب این‌ها معمولا نه تنها فضای فیزیکی و خدماتی را فراهم می‌کنند، بلکه خدمات اداری و پیوندهایی را به سازمان‌های پشتیبانی و مالی و همچنین حمایت همتایانشان در میان مستاجرین را ارائه می‌دهند. اغلب ساختمان‌های بلا استفاده موجود در شهر توسط مسئولان محلی، به عنوان نقطه عطفی به منظور ایجاد پارک‌های تجاری، دفاتر مجازی، پارک‌های فن‌آوری و پارک‌های علمی، حفظ می‌شوند.

فضای کار مشترک یا فضای کار اشتراکی (CoWorking space):

روشی برای کار کردن است که شامل یک فضای کار به اشتراک گذاشته شده، یک دفتر کار و فعالیت‌های مستقل است. برخلاف محیط‌های اداری معمولی، محیط کار مشترکی، معمولاً توسط یک سازمان (ارگان) مشترک به کار برده نمی‌شود. این محیط‌ها برای فریلنسرهای حرفه‌ای، پیمانکاران مستقل یا افرادی که اغلب در سفر هستند و فعالیت‌های مستقل انجام می‌دهند جذاب می‌باشد. فضای کار مشترک اجتماعی، از افرادیست که در عین انجام فعالیت‌های مستقل، ارزش‌هایی را به اشتراک می‌گذارند و البته افرادی که مشتاق به همکوشی هستند که این همکوشی می‌تواند با کار کردن در کنار افرادی که برای فعالیت در یک محیط مشترک در کنار یکدیگر، ارزش قائل هستند، اتفاق بیفتد. این راه حلی مناسب برای حل مشکل انزوای کارگران کارمزدی‌، که در منزل کار کرده‌اند، می‌باشد، چرا که به آن‌ها اجازه می‌دهد که از عوامل مزاحم در حین کار کردن در منزل دور باشند. فضاهای کار اشتراکی الزاماً برای استارتاپ‌ها ساخته نمی‌شوند. ولی معمولاً توسط آن‌ها استفاده می‌شوند. با توجه به اینکه الزامات فیزیکی اساسی کار کردن در این فضاها فراهم می‌شود در برخی موارد شتاب‌دهنده‌های کسب‌وکار یا مراکز تحقیق و توسعه‌ی شرکت‌های بزرگ نیز ممکن است در این فضاها مستقر شوند. همچنین این فضاها ممکن است با توجه به شرایط محلی برای تمرکز بر موضوعی خاص راه‌اندازی شوند، مثلاً برای توسعه‌ی گردشگری، یا توسعه‌ی بازی سازی. اما این فضاها غالباً هزینه کم و ثابت، امکاناتی را فراهم می‌آورند که شامل  فرصت‌های غیر رسمی شبکه با دیگر کارآفرینان در داخل فضا، میزکاری، اتاق جلسات، برق، اینترنت پرسرعت، چای و قهوه رایگان است.

دفتر کار مجازی (virtual office)

به مشتریان خود در ازای دریافت مبلغی خدمات ارتباطی و نشانی پستی، بدون واگذاری فضای اداری فیزیکی، عرضه می‌کند. دفتر کار مجازی با «سوئیت‌های اداری» تفاوت دارد. سوئیت اداری فضایی فیزیکی و یا اتاق کنفرانس در اختیار مشتریانش قرار می‌دهد. دفتر کار مجازی بیشتر برای کسب‌وکارهای خُرد، نوپا یا استارتاپی و خانگی به کار می‌رود البته مشتریانی که دارای حجم تماس انبوه هم هستند میتوانند از مزایای مرکز تماس این دفاتر استفاده کنند.

 

فرهنگ لغت استارتاپی

 

سخن نهایی در باب فرهنگ لغت استارتاپی

در کردپلاس تلاش می کنیم به صورت فصل به فصل به تمامی بخش های مهاتی دنیای کسب وکار می رویم و تلاش می کنیم برای کسانی که می خواهند تازه شروع کند فرهنگ لغتی جامعی را در اختیار قرار دهیم .

 

 

درباره ی admin

admin
کردپلاس رسانه ای تخصصی در حوزه استارتاپ و کارافرینی است که تلاش می کند اکوسیستم استارتاپی کردستان را بهتر معرفی کند.

مطلب پیشنهادی

کارافرین 20 ساله دورغ محض است

کارافرین 20 ساله دروغ محض است؛افشاگریMIT از رازکارافرینان

کارافرین 20 ساله وجود ندارد در کانال کار و کسب عادل طالبی مقاله ای از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *