خانه / اکوسیستم کردستان / نوآوری باز و ارائه راهکارهایی برای ارتباط صنعت-دانشگاه کردستان

نوآوری باز و ارائه راهکارهایی برای ارتباط صنعت-دانشگاه کردستان

جان کلام در یک بحث

این پژوهش مطالعه ای را در باب همکاریهای صنعت و دانشگاه کردستان با هدف توسعه کارآمدترین اعمال بمنظور افزایش تأثیر این همکاریها روی قابلیت رقابتی شرکت ها گزارش می دهد. نمونه ها بیست و پنج شرکت متمرکز روی تحقیق و توسعه را که در مشارکت با تحقیق بر پایه ای منظم به کار گماشته شده اند، در برمی گیرند. بیش از یکصد پروژه همکاری از طریق مصاحبه با مسئولین، مدیران پروژه و مدیران ارشد اجرایی تحلیل شده است. این مصاحبه ها هم اطلاعات کیفی و هم اطلاعات کمی درباره ی موفقیت و عدم موفقیت همکاریها را به دست داده اند. براساس این داده ها، هفت مورد از کارآمدترین اعمال برای مدیریت همکاریها زمانیکه با هم به کار گرفته می شوند و به طور معنی داری در موفقیت دراز مدت همکاری مشارکت دارند، ارائه شده اند. ذر این مسیر مفهوم نوآوری باز اهمیت ویژه ای دارد.

مقدمه در باب نوآوی باز

رشد سریع دانش چالش های جدیدی را به شرکت هایی که نیاز به نگهداری ظرفیت تحقیق و توسعه  و پیگیری پیشرفت های فعلی شان دارند، تحمیل می کند. به عنوان یک نتیجه، شرکت هایی که برون سپاری تحقیق و توسعه را آغاز کرده اند، به طرف منابع خارجی نوآوری، همانند شرکتهای راه انداز، دانشگاهها و دیگر سازمانهای تحقیقی خارجی حرکت می کنند. این گرایش که از آن به عنوان نوآوری باز یاد می شود، اهمیت دانشگاهها را به عنوان یک منبع با ارزش نوآوری و ایده های جدید گوشزد می کند

 نوآوری باز یک الگوی ذهنی تغییر روی چگونگی بررسی و بهره برداری از نوآوری را شرح می دهد.

پارادایم نوآوری بسته شرکتهایی را برای اینکه موفق شوند، بایستی کنترل تمام فرآیند نوآوری باز را در دست داشته باشند، در نظر می گرفت. شرکتها انتظار داشتند، ایده های خود را خلق کنند، توسعه دهند، به مرحله تولید برسانند، و آنها را در حدود شرکت به فروش برسانند. منطق متضمن این پارادایم ساده بود: اگر شرکت ها سرمایه گذاری روی تحقیق و توسعه داخلی را افزایش دهند، شکافهای تکنولوژیکی جدیدی تولید خواهند کرد که این امکان را به آنها خواهد داد محصولات و خدمات جدید را به بازار عرضه کنند. محصولات و خدمات جدید درآمدهای شرکت را افزایش خواهند داد، که منابع در دسترس بیشتری را برای حمایت بیشتر از هزینه های تحقیق و توسعه به دست خواهند داد؛ بنابراین حلقه ای به منظور رهبری در صنایع ایجاد می کنند.

نوآوری باز اهمیت تحقیق دانشگاهی روی پروژه های تحقیق و توسعه مشخص می کند. بسیاری از مؤلفان مشخص کرده اند که سهم دانشگاه در نوآوری صنعتی فقط با هدف تحقیق پایه ای خطوط نوآوری نیست، بلکه در توسعه تحقیق و توسعه صنایع نیز بسیار با اهمیت است. شرکتهای بزرگ و راه انداز دارو، شیشه، فلز، کامپیوتر، نیم رساناها و صنایع تجهیزات پزشکی تحقیق دانشگاهی را به طور مهمی برای ظرفیت های تحقیق و توسعه شان در نظر می گیرند.

 

نواوری باز

این پویایی های جدید نقش دانشگاهها را در آنچه که آنها انتظار داشتند نه فقط در آموزش و تحقیق، بلکه به طور فزاینده ای با یک مأموریت ثالثی از انتقال تکنولوژی برای اینکه در توسعه اقتصادی سهیم باشند، تغییر داد. اگرچه تحقیق دانشگاهی به طور خودکار برآمده از نوآوری تجاری نیست. چالش عمده بر توانایی صنعت از استخراج مزایای تحقیق دانشگاهی تکیه دارد این مشکل از گزارش لامبرت متبلور شده است، که یک گزارش خط مشی گذاری در کشور انگلستان است و عدم استفاده مولد از تحقیق دانشگاهی را به وسیله شرکتهای انگلیسی به یک اندازه معنی دار پیشنهاد داده است.

  • اصول نوآوری باز در همکای با دانشگاه

به منظور مشخص کردن فعالیتهایی که یک پروژه را به سمت موفقیت هدایت می کنند، ابتدا نیاز داریم واحدهای موفقیت را تعریف کنیم. به همین منظور، نیاز داریم به دو سؤال مهم جواب دهیم: (1) همکاری به آن چیزی که برای انجام مقررگردیده بود، رسید؟؛ و (2) اگر این چنین است، نتایجش برای شرکت چه بود؟ به همین دلیل، ما همکاریهای دانشگاه را به عنوان فرآیند دو مرحله ای تجسم می کنیم که ابتدا خروجی پروژه را، و سپس تأثیر پروژه را روی شرکت ارزیابی می کنیم.

در این پژوهش از سه دسته خروجی اصلی پروژه استفاده شده است: دانش پایه، دانش کاربردی، و مالکیت معنوی. دانش اصطلاح گسترده ای است که نه فقط اطلاعات را بلکه مهارتها و تخصص را نیز در بر می گیرد. محققان تئوری دانش بین دو نوع دانش تفاوت قائل می شوند: دانش ” صریح ” و دانش ” ضمنی ” . دانش صریح نوعی از دانش است که ما از طریق مکالمات یا خواندن آن را به دست می آوریم، به این دلیل که می تواند هجی و رمز گذاری شود. خصوصیت اصلی دانش صریح این است که این دانش می تواند از طریق انتشارات و ذخیره شدن در کتابها یا پایگاه های داده برای بازیابی بعدی انتقال داده شوند. در مقایسه با این نوع دانش، دانش ضمنی، برای رمز گذاری مشکل است. این دانش از طریق تعامل فردی همانند سپری کردن زمان با افراد یا کار کردن در یک مکان مشترک به دست می آید. دانش صریح و ضمنی متمم های وجودی هستند.

 

شرکتها از طریق تشویق افراد به دستیابی به منابع خارج سازمان به منظور تعامل با طرفهای مقابل چون مشتریان، تأمین کنندگان، و دانشگاهها، ایجاد دانش را تقویت می کنند. این فعالیتها به وسیله وجود روابط شخصی بین افراد میسر می شود.همچنین روابط شخصی می تواند براساس استحکامشان دسته بندی شوند. روابط ضعیف و قوی وجود دارد.

یک رابطه ضعیف بر روابط گاه به گاه و کم بین افراد دلالت دارد. روابط ضعیف برای جستجو کردن دانش جدید و انتقال دادن دانش صریح کارآمد هستند، زیرا آنها بین گروههای مختلف و ائتلاف های دانش خودشان پیوندی برقرار می سازند . با این حال، روابط ضعیف انواع پیچیده مبادله دانش را با مشکل مواجه می کنند، زیرا مبادله دانش نیازمند تعاملات مکرر است.  روابط مستحکم به وسیله نزدیکی احساسی و درجه بالایی از ارتباطات بین افراد مشخص می شوند. روابط مستحکم برای انتقال دانش پیچیده که اغلب در ذاتشان ضمنی اند، مؤثر هستند. شواهد زیادی دال بر اینکه روابط شخصی مستحکم، ایجاد و مبادله دانش را تسهیل می کنند وجود دارد. مطالعات کیفی گزارش داده اند که مدیران شرکت، مدیران انتقال تکنولوژی، و دانشمندان دانشگاه گوشزد می کنند که روابط شخصی مستحکم به عنوان یک فاکتور مهم روی انتقال تکنولوژی صنعت- دانشگاه مؤثر است.

 

 

دانشگاه و ثثنعت

در این پژوهش دانش پایه (محض) به اینکه دانش جدید بر تصمیمات یا استراتژی (شامل تصمیماتی غیر از سرمایه گذاری) شرکت اثر می کند، اطلاق می گردد. دانش کاربردی به اینکه دانش برای استفاده به کار برده می شود، گفته می شود. و در نهایت، مالکیت به گامهایی برای رسیدن، محافظت یا استفاده از هر خاصیت فکری که شرکت از مزیت آن برخوردار می شود، اطلاق می شود. در حالیکه یک جنبه این مطالعه درک این است که چرا پروژه هایی که موفق بودند با اهداف قراردادی خود رابطه دارند، مطالعه بیشتر روی اینکه چرا پروژه ها با نتایج خوب، اغلب تأثیر زیادی روی شرکت ندارند، متمرکز است. به بیان یک مدیر پروژه که درباره ی میزان سودآوری شرکتش بحث میکرد: ” بایستی بگویم به طور واقعی در حدود 10-20%. ما علاقمندیم این موضوع بیشتر باشد”.

 

  • ارتباط دانشگاه با صنعت با نوآوری باز

به منظور آزمون اینکه آیا این تفاوت ها از لحاظ آماری معنی دارند یا خیر، ما یک آزمون ناپارامتریک رتبه بندی نشانه دار ویلکوگسون  که به مقایسه ی میانه های هر دسته از خروجی و تأثیر می پردازد، را انجام دادیم؛ نتایج این آزمون نشان می دهند که یک تفاوت معنی دار آماری بین امتیازات تأثیر و خروجی وجود دارد.

ابتدا، برای مشخص کردن صحت جوابهای مدیران پروژه، از مدیران فنی خواستیم یک قضاوت مستقل از تأثیری که هر پروژه روی شرکت داشت، ارائه دهند. ما این جوابها را با مجموع دانش پایه ای، دانش کاربردی و مالکیت معنوی ارزیابی های تأثیر مدیران پروژه مقایسه کردیم. ارزیابی تأثیر پروژه مدیران فنی و مدیران پروژه همبسته هستند (r=0.472, p=0.000). به علاوه این همبستگی، ما دریافتیم که میانگین ارزیابی تأثیر مدیران پروژه در مقایسه با ارزیابی مدیران فنی متفاوت بود.

بعلاوه مدیران پروژه ممکن است در ارزیابی خروجی پروژه مبالغه کنند، همانگونه که می توان این موضوع را در بازتاب عملکردشان مشاهده کرد. اگر چنین موردی وجود میداشت، به مبالغه در مقدار تأثیر پروژه نیز متمایل می بودند. مدیران پروژه و مدیران فنی ارزیابی تأثیر یکسانی را ارائه نمودند. بنابراین، دلیلی برای انتظار داشتن از مدیران پروژه برای تدارک اطلاعات اغراق آمیز درباره خروجی های پروژه وجود ندارد.

نهایتاً، می توان درباره ی امتیازات تأثیر کم به وجود آمده به وسیله افق های زمانی ارزیابی های مختلف بحث کرد. ممکن است یک پروژه در ابتدا تأثیر کمی داشته باشد، اما در طولانی مدت می تواند تأثیر زیادی برای شرکت به بار آورد. بنابراین، ما از مدیران پروژه خواستیم که ارزیابی کنند آیا آنها از پروژه ها انتظار دارند یک تأثیر طولانی مدت داشته باشند یا خیر، و اگرچنین است، تأثیر طولانی مدت را برای پروژه با امتیازات 1-2-3 تخمین بزنند.

نتیجه این بود که از 51% پروژه ها انتظار داشتند تأثیر بلند مدت روی شرکت داشته باشند. همچنین از مدیران پروژه خواسته شد که تعداد سالهایی که دستیابی به تأثیر بلند مدت را انتظار دارند، تخمین بزنند. به طور میانگین، مدیران پروژه انتظار داشتند این تأثیرات در 5 سال بعدی رخ دهند.

از بحثهایی که از نظر گذرانده شد، نتیجه گیری ما این است که اختلاف خروجی- تأثیر نتیجه ی اغراق در ارزیابی خروجی های پروژه توسط مدیران پروژه، یا دست کم گرفتن در ارزیابی تأثیرات پروژه به وسیله آنها، یا کم انگاشتن ارزیابی تأثیر پروژه در نتیجه مقیاس های زمانی نیست.

  • یافته ها و نتیجه گیری در باب نوآوری باز در دانشگاه

همانگونه که انتظار می رفت، نتایج سودمند زمانی به دست خواهند آمد که روی پروژه هایی که خروجی های مطلوبی داشتند، مطالعه صورت گیرد. این موضوع به وسیله همبستگی زیاد بین ” خروجی پروژه ” و ” برداشتن گامهای بیشتر ” (r=0.639, p 0.001)، و همبستگی زیاد بین ” برداشتن گامهای بیشتر ” و ” تأثیر بر شرکت ” (r=0.769, p 0.001)، بدست آمده است. اگرچه همه پروژه ها با خروجی های خوب به تأثیرگذاریهای زیاد بر شرکت نمی انجامند، بنابراین ما بر تفسیر نتایج  افزایش دستیابی به خروجی های خوب پروژه ، تشویق پرسنل شرکت به استفاده از فرصتهای به وجود آمده از خروجی های پروژه، و  اثر مستقیم پروژه روی بهره وری و رقابت شرکت تأثیر نهایی داشته باشد، متمرکز می شویم. در ادامه بحث سه پیشنهاد بحث شده منتج از اهداف و سؤالات پژوهش را ارائه خواهیم کرد که به طور مثبتی با نتایج و تأثیر نهایی پروژه ها همبسته هستند.

پیشنهاد1 فعالیت پوشای کران داخلی مدیر پروژه شرکت اثر مثبتی روی خروجی ها و تأثیر همکاری دارد.

پیشنهاد2 تعاملات دوطرفه مکرر بین محققان صنعت و دانشگاه و پرسنل شرکت به طور مثبتی با خروجی ها و تأثیرات همکاری همبسته اند.

پیشنهاد3 همکاریهایی که در آنها روابط مستحکم بین محققان دانشگاهی و صنعتی وجود دارد خروجی ها و تأثیرات بیشتری را برای شرکت به دست می دهند.

 

دانشگاه و نواوری باز

 

به طور خلاصه، 93% شرکتها یک دفتر مرکزی با هدف مدیریت همکاریهای صنعت- دانشگاه داشتند. اکثریت (71%) این دفاتر مرکزی یک بودجه تحقیق و توسعه مستقل داشتند، که نقشی در ارزیابی سبد تحقیق دانشگاه (93%) ایفا می کردند، و به منتشر کردن نتایج پروژه های خاتمه یافته به دیگر قسمتهای سازمان کمک می کردند (71%). در نهایت، 75% مدیران ارشد یک سند که فرآیند رسمی برای تصویب پروژه دانشگاه را شرح می داد، ارائه دادند.

شرکتها با دانشگاهها همکاری می کنند به این دلیل که اساساً محققان دانشگاهی: (1) رویکردهای جدیدی را به مسائل می گشایند، (2) یک منبع باارزش دانش در مورد تکنولوژی و کاربردهایشان هستند، و (3) صلاحیتهای انتقادی مربوط به نیازهای تجاری شرکت را دارند.

از نظر راه اندازی پروژه، 65% اوقات شرکتها بودند که این کار را انجام دادند. اگرچه 11% پروژه ها به وسیله محققان دانشگاهی راه اندازی شد، باقی آنها از طریق کار مشترک پدید آمد.

موارد تحلیل شده غالباً در پروژه های تحقیقی به کار برده شد (55%)، به وسیله تحقیق پایه ای دنبال شد (32%)، و با توسعه به پیش رفت (13%).

به طور میانگین، پروژه ها مربوط به 31 ماه گذشته با 3 سال بیشترین فراوانی را داشتند. موارد چند پروژه ای مدت زمان طولانی تری نسبت به مشارکت صنعتی یا پروژه های مستقل داشتند. همچنین بودجه پروژه ها منوط به مدت زمان پروژه تغییر کرد. همکاریهای طولانی تر بودجه های بیشتری را به خود اختصاص دادند. پروژه های مشارکتی در هر پروژه نسبت به پروژه های مستقل از جانب شرکت هزینه کمتری داشت. در پروژه های درگیر با تأمین مالی دولتی، پروژه ها بودجه ی بیشتری نسبت به پروژه های فاینانس شده به وسیله شرکتها داشتند.

یافته دیگر مقایسه افراد داخلی شرکت درگیر در همکاری هستند. بیشتر مدیران پروژه (57%) محققان تمام وقت بودند، که بیش از 80% وقت خود را روی تحقیق و مدیریت تحقیق سپری می کردند. 85% مدیران پروژه یک سال یا بیشتر در یک آزمایشگاه تحقیقی دانشگاه سابقه کار داشتند. به علاوه، مدیران پروژه 82%  پرسنلی را که روی پروژه یا پروژه های دیگر مربوط به آن کار می کردند، تحت مدیریت خود داشتند.

همکاری دانشگاه با صنعت

به واسطه یافته های پژوهش، هفت مورد از کارآمدترین اعمالی که مدیران پروژه می توانند در حین همکاری با دانشگاها دنبال کنند، را بشرح زیر استخراج نمودیم.

  1. پروژه هایی را انتخاب کنید که تحقیق و توسعه شرکت را به سرانجام می رسانند.
  • همکاریهای همتراز با استراتژی شرکت
  • اهرم حاضر شرکت یا ظرفیت بالقوه جذب کننده
  1. محققان دانشگاهی را انتخاب کنید که اعمال و اهداف صنعتی ویژه را درک می کنند، یا به پرسنل شرکت در حصول دانش کمک می کنند.
  • در شبکه کارکنان خود جستجو کنید.
  • براساس پروژه های قبلی یا مشاوره های صنعتی همتراز کارمند استخدام کنید.
  1. مدیران پروژه با توانایی های پوشای کران قوی را استخدام کنید.
  • افرادی را با توانایی های ارتباطی و درک عمیق از زمینه همکاری بیابید.
  1. چارچوبهای زمانی همکاری را ارتقاء دهید.
  • انتظاراتی از مقیاس های زمانی صریح را ایجاد کنید.
  • بودجه های منعطف از لحاظ زمانی برای توسعه پروژه های سودمند داشته باشید.
  1. حمایت داخلی مناسب و مسئولیت پذیری برای مدیریت پروژه را تدارک ببینید.
  • تأمین مالی داخلی کافی و زمان را به مدیر پروژه اختصاص دهید.
  • نتایج پروژه را به عنوان جزیی از عملکرد مدیر پروژه بگنجانید.
  1. ملاقاتهای منظم را در شرکت بین محققان صنعتی و دانشگاهی تدارک دهید.
  • این ملاقاتها را تبدیل به یک لازمه بکنید.
  • روابط غیر رسمی که روابط و اعتماد را می سازد و مبادله دانش را افزایش می دهد تشویق کنید.
  1. آگاهی از پروژه دانشگاهی را در داخل شرکت ایجاد کنید.
  • تعاملات محققان دانشگاهی با پرسنل شرکت و مدیر پروژه را ارتقاء دهید.
  • مدیر پروژه را در قبال دستیابی به سراسر مرزهای شرکت، حتی بعد از اینکه پروژه به پایان رسید مسئول قرار دهید.

 

مقاله نوآوری باز  و ارتباط صنعت با  دانشگاه مستخرج از طرح پژوهشی دکتر آرمان احمدی زاد و مهندس رحیم پور است که در دانشگاه کردستان انجام گرفته است.

 

 

 

درباره ی admin

admin
کردپلاس رسانه ای تخصصی در حوزه استارتاپ و کارافرینی است که تلاش می کند اکوسیستم استارتاپی کردستان را بهتر معرفی کند.

مطلب پیشنهادی

استارتاپ پابجیز

حمیدرضا رستمی: استارتاپ پابجیز بازار بین المللی با طعم کسب درامد

معرفی استارتاپ پابجیز استارتاپ های حوزه گیم یکی از جذاب ترین حوزه هایی است که …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات آکادمی نوین موقتا رایگان شد!!! رد کردن